X
تبلیغات
نماشا
رایتل
بی کلام
  
 
 
آرشیو
موضوع بندی
 
یکشنبه 9 دی 1386
یه خواب
یه خواب بد دیدم .

<
وارد یه خونه شدم . یکی داشت داد می زد . با صدای بلند . صدای تو بود .
داشتم دیوونه می شدم . نمی دیدمت . فقط صدات بود که داشت دیوونم می کرد .
یهو دیدم داداشت داره میاد به سمتم . دستشو گذاشت رو شونمو گفت : تو سمیه ای ؟؟؟
تعجب کردم . داداشت منو می شناسه . گفتم : آره . چند بار تکرار کرد که دست از سرت بردارم ..!!!
>

پریشونته ... اون که ازت بی خبره بی خبره .
خوبی عزیزکم ؟

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 97625


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها