X
تبلیغات
نماشا
رایتل
بی کلام
  
 
 
آرشیو
موضوع بندی
 
شنبه 3 شهریور 1386
دیوونه ...
امروز دوباره دیوونه شده ... زده به سرش ...
از ساعت ۷ صبح نشسته تا الان تک تک میلهایی رو که واسه هم نوشتین خونده ....
بهم گفت : سمیه ... من دوسش داشتم خیلی زیاد .... و الان خیلی بیشتر از گذشته دوسش دارم ....

مهم نیست کجا هستی ... با کی هستی ...
مهم نیست که کجام ... با کیم ...
مهم اینه که دلم دست تویه تا هر موقع خواستی باهاش بازی کنی و بخندی ... و من از خنده تو عشق کنم ....

کاش فردا را کسی پنهان کند ....
لحظه را در لحظه سرگردان کند  ..............



برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 97625


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها