من او

او را هیچکس نمی شناسد
جز من که هر شب در تختخواب با او دست وپنجه نرم می کنم
و هر صبح در آینه از دیدنش یکه می خورم ...
نظرات 4 + ارسال نظر
بهنام دوشنبه 7 خرداد 1386 ساعت 11:59 ب.ظ

سعی کن بقیه رو باهاش آشنا کنی اینقدر اونو منزوی نکن
شبها هم آروم کنارش بخواب تا روز بعد به خاطر کم خوابی بهونه نیاره
این طوری وقتی تو آینه ببینیش دیگه یکه نمیخوری...

خسته تر از اونه که دنبال آشنا باشه .

طیبه یکشنبه 13 خرداد 1386 ساعت 12:47 ب.ظ

یه خورده بهش استراحت بده
تو آینه هم حتما بهش لبخند بزن و بگو که خیلی دوستش داری
منم دوستش دارم ...
خیلی زیاد ...

الهی دورت بگردم آبجی !

سلام پنج‌شنبه 14 تیر 1386 ساعت 03:19 ب.ظ

موضوع این نوشتهه باعث شد روش کلیک کنم ببینم چیه ؟
"من او" اسم یه رمان شاهکار از رضا امیرخانی هست.
خوندیش ؟

آره
خودت گفتی که بخونمش !

امین چهارشنبه 10 مرداد 1386 ساعت 03:48 ب.ظ http://www.aliomahtab.blogfa.com

سلام...دوست عزیزم!
"من او" با گزارش تصویری اعتکاف مسجد جمکران با حضور درویش مصطفا و هفت کور و...

قدم رنجه بفرمایید در خدمت باشیم!

یا علی مدد(ی)...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد