X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
بی کلام
  
 
 
آرشیو
موضوع بندی
 
یکشنبه 16 اردیبهشت 1386

چه قدر غم
 لایه لایه روی قلب من نشسته است
حجم غم
 قلب خسته ام سیاه می کند
عمر کوتهم تباه می کند
چگونه می توان خالی از شور و دلهره
فقط به حال
به آنچه می رود
دل ببست ....
چگونه می توان وجود خویش را
به دست باد تیز پای لحظه ها سپرد ...
چگونه می توان که عشق را
در امتداد لحظه ها
فقط درون لحظه ها نثار کرد ...
چگونه می توان به بی عدالتی سکوت کرد
چگونه می توان بهترین راه را
میان یک دو راهی عجیب شکل هم انتخاب کرد...
چگونه می توان درست بود .. درست ماند .. درست رفت ...
تمام جان من سوال می شود
ولی ...........
سکوت می کنم
سکوت من به جان خسته ام هوار می شود
و بی دلیل بی دلیل گریه می کنم ...
.
.
.
نا صبور مضطرب ...
به پای آینده ی مبهم نیامده
تمام لحظه های خوب خود خراب می کنم ...
.
.
و اضطراب من تو را نا صبور می کند .
و اینکه ساده نیستم ...
و عشق را جور دیگری طلب می کنم ...
تو را زمن دور دور دور می کند .
و هول می کنی از ازدهام عشق من ... و شور من ... و فکر من ...
و پس میزنی عقب .... عقب ....

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 97625


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها